تبليغاتX
روزگارِ والیوم‌

تو روزگارِ والیوم‌، چشم‌ِ نَخُفته‌ نوبره

فیلم کوتاه کافه قبر (نویسنده و کارگردان: شهیار کبیری) 

+تاریخ ساعت 0:0 نویسنده امیر مُطلبی

اینجا سمنان است, ساختمان آذین سقف, بالای سر دکتر فرا.مر.زی...

بر می گردم...

گوش کنید : ائتلاف ژوراسیک پارک - گروه کیوسک

+تاریخ ساعت 0:0 نویسنده امیر مُطلبی |

برای شهیار کبیری

اینجا قرار می ذارن که مدرنیته ترین خواننده کشور رو ببرن رو استیج...
هنرمندی که موهای فرِ"یکی بود یکی نبود"ش شهره ی خاص و عامه!

قرار می ذاریم دوتایی بریم پیشش تا قبلِ "یه خورده معروف شدن" ببینیمش! من و شهیار کبیری!
از دو روز قبل وسایلی رو که باید ببریم رو جمع می کنیم:
کیسه خواب، چراغ گردسوز، پتو!، یه بسته خُرما، دو بسته نون لواش، ساق بند، مچ بند، بازوبند، دَمبِل، سی دی آموزش طرز استفاده از سولاردوم، کتاب یوگا (برنامه تمرین 28 روزه) نگارش ریچارد هیتلمن، کارت اینترنت سه ساعته پارس آنلاین، سیزن 4 سریال لاست، مایو دوتیکه، ساعت شماته دار، یه جعبه دستمال کاغذی 300 برگ دولا حریر، شیر پاک کن، حوله، مسواک، عرق گیر، کرم ضد آفتاب، ک...، مداد رنگی 24 رنگه Factis یا FABER-CASTELL ، ناخن گیر و آخرین سی دی اورجینال خواننده مدرنه!
دو ساعت مونده به حرکت، شهیار sms می زنه: وسایلمون زیاد نیست؟
تو فکر فرو میرم! Reply می کنم: آره زیاده!
بعد 5 تا sms رد و بدل کردن به این نتیجه می رسیم که به هیچ کدوم اینا احتیاج نداریم، پس جای همیشگی قرار می ذاریم:
آجودانیه، نبش دوم!

یک روز بعد - داخلی - آخرای! کنسرت خواننده مُدرن ه!
نمی دونم چرا خواننده مدرنیتهَ رو جو می گیره و حین اجرای ترانه ی "Breath taking Poem" یکی از ت-خ-م هاشُ، روی استیج می ندازه بیرون از شلوارش!!
شاید حرکت سپیده تو یکی از کنسرت هاش، خیلی روش تاثیر گذاشته!
پلیس می ریزه بالا و خواننده مدرنیتهَ رو دستگیر می کنه و می بره بیرون.
تو همین گیر و دار یه آقایی با پیژامه سبز میره رو استیج و شدیدن شروع می کنه به سَر دادن شعارهای ضد نژاد! (+پرستانه) مثل:
مرگ بر روسیه، مرگ بر چین - سلام بر مُنتَ، درود بر صا... - نه مدرن نه معمولی جانم فدای دامبولی!!
ما که می بینیم هوا پَسه با اراذل و اوباش! همصدا نمی شیم و فرار رو به قرار ترجیش می دیم!! (گروهبان و به سرلشگری ترفیش می دیم!)
جلو در خروجی معلوم میشه که محاصره شدیم!
شهیار بلند داد می زنه: اشک آور نزنین این بچه روزه ست!!
دارن همه رو بازرسی می کنن.
هرکی یه چیز سبز همراهش باشه دستگیرش می کنن و می برن تو مینی بوس سبزه! آخه آقاهه می گفت : هشدار داده بودن که با اخلال گران برخورد شدید می کنن!
شهیار با استرس عجیبی میگه : واسه چی داری می خندی؟؟
میگم : چون آخرین نخ مارلبورو سبزمُ با پاکتش دادم به داف کنار دستی م!!
تو استرس و ری اکشن های شهیار هیچ تغییری پدیدار نمیشه!!
من رو می گردن، چیزی گیرشون نمیاد. نوبت شهیاره!
وای خدای من! بیکینی دو تیکه هه کار دستمون میده! لامصب بدجوری سبز بود!!

و اینگونه شد که گذر ما هم به کهریزک افتاد، با طناب پوسیده و غیر مدرنیته ی! خواننده مدرن ک...ر ساری و یه مرد پیژامه پوش دامبولی پسندِ ضد نژادیِ خس و خاشاکِ عوام فریبِ دست نشانده! و یه بیکینیِ دو تیکه سبز مارک Madam ، حتا بدون دوتا تخم یه زرده و یه تخم دو زرده!!
ولی به جان خودم چیزی یا کسی بهمون تجاوز نکرد! خودمون Open mind برخورد کردیم!!!!

* : این پست سفارشی است! سفارش اینکه با این کلمات (خاطرات یک شب خاطره انگیز با شهیار، عبدی و پیمان ک...رسار) یه داستان بنویس:
آجودانیه - یه تخم دو زرده - دو تا تخم یه زرده - پیژامه - استیج - مدرنیته!

1 - همین یه کارُ نکرده بودیم، احضار روح!!

2 - دو روز بری شمال - دوتا لاستیک ت بترکه، شلوارت پاره بشه، بارون وحشتناک بگیردت و آخرشم سُر بخوری و دوتا لنگ ها باز بری وسط یه درخت ... خواجه سلامٌ علیک!

3 - سوسانو همبازی محمدرضا گلزار می شود.
جومونگ : آرزویم این بود که دوست دختر ایرانی داشته باشم!
عکس های جدید از دختران ناز ایرانی!
تمام فیلم های سونگ ایل گوک در یک دی وی دی فقط 750 تومان! پست سفارشی!
عکس های جدید شبنم قلی خانی در آنتالیا!!
(آمار وبلاگُ داشته باشین حالا!!!)

4 - اگه استقلال همینجوری که پیش میره، تو تهران ببره و شهرستان مساوی کنه با حدود 76 امتیاز قهرمان میشه!

5 - موندم کنفدراسیون فوتبال آسیا به چیه اینا 4تا سهمیه داده!
اگه مسئول این کارا بودم با هند یه سهمیه مشترک می دادم به ایران!
یه فوتبال نمی تونن تو مملکت خودمون درست پخش مستقیم کنن!

+تاریخ ساعت 0:0 نویسنده امیر مُطلبی |

و آدمیانی نماینده ی خدا شدند به روی خاک.
خدایی که انسان را آفرید و هریک را مقامی داد.
که بنده ای مقامی برتر داشت و آخرین نور هدایت شد.
کتابی نازل شد ...
بندگانی, اَرج و قُربِ فُزون تری یافتند...
خدا همین نزدیکی ست ... (+؟)
"سرنوشت"ِ بی "نوشت"ِ ما هم تغییر خواهد کرد... شاید... نخواهد کرد!
دو شب و سه شب که هیچ... لحظه ای شاید... اشاره ای باید...

بخوانید : جشن زوال استبداد دینی - عبدالکریم سروش

+تاریخ ساعت 0:0 نویسنده امیر مُطلبی |

همه خفه!
در و داف ها, هنری ها, عشق تاتری ها,جو گیر ها, مهمون های ویژه...اٍاٍاٍاٍ خانوم افشار م که اینجان, شما هم خفه!
ساکت! ساکت باشید. موبایل هاتون رو خاموش کنید و رو صندلی هاتون بشینید که ستاره می خواد بدرخشه!
هی آقا شما! دستت رو از روی پای خانوم بغلیت بردار!
خانوم شما! اون آینه رو تا کن بذار تو کیفت!
اون بچه! لطفن اون بچه رو, خفه ش کنید.

همه خفه! سگ سکوت می خواد شروع بشه!

سگ سکوت شروع میشه...
همه خفه شدن...
چراغ ها خاموشه...
چون ستاره ها می خوان بدرخشن...!

خانوم بهرام و آقای حمیدیان.
کاش شما دوبلور شده بودین! آخ که صداتون, خوراک کارتون های ترسناکه!

عطا؟ عطا! وای عطا!!

مثه یه مرده از زیر خاک میام بیرون
دستام بو میدن, بوی ماهی رو!
انگار هزار ساله که میرم زیر خاک, انگار هزار ساله که مُردم!
نفسم بند میاد, جلومُ نمی بینم, ترس!
تو خونَمه , ولی نمی ترسم!....

چرا از آسمون به جای ماهی, غورباقه میاد؟

به دوباره برگشته به خونه, به بازگشت...

دوباره برگشت, حرومزاده دوباره برگشت!

این ماهیه, زنم.
از تو خیابون پیداش کردم.
تو شکمش یه بچه ست, بچه ی منه.
مگه نه ماهی؟؟
بچه منه.
هیچ کس, هیچکی نمی تونه اٍنقد تند,مثه من یه زن رو حامله کنه!

همه خفه! آقا لطفن خفه دیگه! بازیگرها حس شون رو از دست میدن و اونوقت... کار خنده دار میشه!
ری-ده میشه به ستاره!

تو همه ی اتاق های این خونه یکی مُرده!
مامان بابا, پایین مردن!

عطا دیگه بر نمی گرده, بیخود منتظر ش نباش!

چرا انقد داغی؟ از چیزی می ترسی؟؟

وای چه "ماهی" ای!
این شما و این... سارا ریحانی - با رقص و حرکات موزون اسلامی شده! Islamisasion Dance!!

نه! نه! نه! آره! آره! نه!

تنش پر از خون بود. خونٍ تازه!
تنش
تن..
پر از گوشت بود. گوشت نرم!
تنش پر از استخوون بود. استخوون سفت!

وای بارون جون!
انگار تازه به دنیا اومدی! خیلی خوب رفتی تو نقشٍ ت ها, جیگر!


اون لباس های تنگ تَم خیلی بهت میاد! تازه باعث میشه بیشتر ستاره بشی و چشای تماشاگر رو ماتٍ درخشیدن ت کنی!
فقط اگه بیشتر حرکت می کردی و نور صحنه ام بیشتر بود, مخاطب بیشتر تر نظرش جلبٍت می شد!

وای چه ارواح بامزه ای! من که خیلی ترسیدم. موش کور بخوردتون!
کاراگاهان, قسمت اول و دوم!!

...
و تقدیر و تشکر (به جای خر کردن!) از تماشاچی ای که اولین تاتر خصوصی ایران رو حمایت کرده...
تماشاچی از همه جا رونده و مونده هم کف می زنه و از درخشش ستاره ش تقدیر می کنه!
اینه معنیٍ روز مرگی...

از سگ سکوت هیچ نتیجه ای نمیشه گرفت, مدارکش هم موجوده!!

از پولی که بابتش هدر شد دلم نسوخت, چون مهمون بودم. از اینکه چندتا ستاره!!, تماشاچی! رو احمق فرض کنن کو..م سوخت!

سگ سکوت دیالوگ مسخره زیاد داشت, حیف که ارزش وقتم بیشتر از این حرفاست مگرنه همش رو می نوشتم!!

بعد از تحریم سینما و فیلم های آبکی ش - کنسرت های فوق العاده!! (بالاخص رضا یزدانی و فرمان فتحعلیان) تاتر رو هم می ذاریم برای عشاق سینه چاکش!
خدا, موزیک زیر زمینی و سه-چهارتا خواننده سنتیٍ رو زمینی! رو از ما نگیره!

گوش کنید : رسوای زمانه - استاد همایون خرم و با صدای علیرضا قربانی

+تاریخ ساعت 0:0 نویسنده امیر مُطلبی |

تو شب من شیهه زدى
وقتى که ماه در نیومد
وقتى ستاره پا نداد
به دست این شباى بد
گفتی تو قصه ها بمون
افسانه ها حقیقته
کلاغ قصه های ما
زخمى دست عادته
گفتى یه فکری کن واسه
آخر تلخ قصه ها
نزار کلاغ قصه مون
پر بکشه به نا کجا
تر زدم عشق من ببین
اوسنه هم امون نداد
یه تک درخت تو برهوت
حتا بهم نشون نداد
تو شب من شیهه زدى
اسب سپید سرکشم
خواستى میون تو و شب
ضامن شیهه هات بشم
سم ضربه می زنى به شب
تو شب ولى یه نقطه اى
سم ضربه می زنى بزن
هر کى داره یه عقده اى
"پویان رومزی"


حالا اومدی بگی,نیستی عقده ای
بوده تو سرت یه غده ای!
اومدی بگی می مونم باهات
تا آخرش, از اولش بودم باهات!
میگه دلم, بگم آره
میگه, نباشم عقده ای
ببخشمت, تموم شه این روزا
برگرده اون ترانه ها
بیاد بشینه خاطره
تو روزا و, شبای ما
نمیشه چون, کلاغ قصه مون
همون که بود, زخمیٍ دست عادت ها
پرکشیده, رو سقف مستراح دیگه ای
کرده لونه, داره آشیونه ای!
قصه که هیچ, دو جمله ایٍ عشق ما!

تر زدیم عشق من, ببین
افسانه که هیچ, خدا هم امون نداد
بزار باشیم باهم خودی
رک و رو راست و لوتی!
بعد تو,هر ستاره ای
که پا میده تو شب من
فا - حش - گی رو بلده
این راهُ رفته تا به تَه!
به من که چشمک می زنه
چشمای من که گَرمٍشه
سوسوی 100 هزار تا گرگ
بدرقه ی نگاهشه
"سم ضربه می زنى به شب
تو شب ولى یه نقطه اى
سم ضربه می زنى بزن
هر کى داره یه عقده اى"
عقده ی منم تویی
ستاره ی شبای بی شبی م
"تر زدم عشق من, ببین"

پ.ن : قسمت بالا, شعری از دوست خوبم پویان رومزی ست با نام "تو شب من" که توسط عبدی بهروانفر اجرا شده است و قسمت دوم الهام گرفته از این ترانه.

1 - به یک حامی مالی برای تولید فیلمی مستند نیازمندیم.
تو رو خدا حامی شید!!!

2 - شب های تهران و استخر و اسموکینگ و موزیک High! - کار این روزها شب های من!

3 - امشب, امیر با "سگ سکوت"!

4 - این روزا, روزای نوستالوژی بازیه. کلی کارتون سریال گرفتم غرق شدم توشون. جیمبو رو مرور می کنیم...!

۵ - آش و حلیم افطار! - ساندویچ سرد جهت بیرون بر موجود است! - زولبیا و بامیه زعفرانی اعلاء ۲۷۰۰

ببینید : کنسرت Independent day's 2006 - گروه Tool

بخوانید :

گوش کنید : آهنگ کاج های خشک - عبدی بهروانفر

+تاریخ ساعت 0:0 نویسنده امیر مُطلبی |

صبح با صدای آهنگ "Lipan Conjuring" گروه Tool از خواب پریدم.
فکر کردم موبایلمه که صداش در اومده, خواستم صحبت! کنم.
فهمیدم خاموشه.
ولی صدا قطع نمی شد!
از رختخواب بلند شدم ... از وحشت, طخ-مام چسبید بیخ گلوم!!
روبروم یه چیز (دقیقن معنی واژه ی چیز!!) سیاه و عمودی! تو فضای بین کف اتاق و سقف! وایستاده بود و فقط یه چاکٍ 20 سانتی روی صورتش بود که مدام باز و بسته می شد!
این همون منبع صدا بود... انگار
مينارد جيمز  رو قورت داده بود! و صداش از توی اون چیزه! می اومد!
نمی دونم چه جوری ازش پرسیدم که کیه و اینجا چیکار می کنه!
چند بار بالا-پایین شد و گفت که مامور گرفتن جونٍ منه!
- پس عٍزرائیلی؟!!
-
نه, اون دیگه خیلی کهنه شده بود, من ورژن جدیدشم و تو اولین ماموریتمی! - اسممم "عُزرائیل"ه!
- چه کاریه خوب خدا که آپدیتت کرده, اسمتم درست و حسابی عوض می کرد دیگه! این مسخره بازی ها چیه! عُزرائیل!!!!
اومد نزدیک تر و با حالتی ترسناک(ترررر) گفت :
اونش دیگه به تو ربطی نداره!
خیلی بیشتر از بیش ترسیده بودم, انگار جای چشمام دوتا چیز بیضی کاشته شده بود!!
- خوب حالا من باید چیکار کنم؟
-
تو هیچی, این منم که باید یه کارایی بکنم!
- خوب بکن دیگه!
-
اول باید چندتا سوال ازت بپرسم. اسمت چیه؟
- امیر
-
چند سالته؟
- متولد 20 اردی بهشت 64
- نام پدر؟
- اینارو واسه چی می پرسی؟؟
خندید و گفت:
- هیچی می خواستم اوسکلت کنم!
و یه دفترچه از توش!! در آورد.
- تو این دنیا چی داری؟ زن؟ بچه؟ دارایی؟؟
- هیچی!
- یعنی تو هیچی از خودت نداری؟
- یه سری سی دی و آلبوم و کتاب و مجله و دوتا گوشی.
- پس, همون هیچی! چقدر بدهکاری؟
- به کی؟
- مردم!
- هیچی!
- چقدر طلبکاری؟
- یکی یه مقدار پولم و خورده و جواب تلفنمُ نمیده, یه حرومزاده ای به اسم بابک.
- اسم نبر! باید شهرتش مخفی بمونه! چه آرزوهایی داری؟
- آرزو ندارم. هیچی.
- هدفت چیه واسه آینده؟
- عُزرائیل جان, اینجا ایرانه ها! از اینجور صحبت ها نداریم!! هدف سری چند!
دیگه هیچی نگفت. دو-سه بار دور اتاق گشت و یهو غیب شد!

نمی دونستم چیکار کنم.
می خواستم برم بیرون چند نخ سیگار بکشم که گوشی زنگ خورد... همون آهنگ "Lipan Conjuring" . شماره نیفتاده بود. گوشی رو با زحمت برداشتم.
- اااا....لو!
- ببین نفله - عُزرائیل م, ما به این نتیجه رسیدیم که تو به درد مردنم نمی خوری! همینجوری زجر بکش! اون آهنگ مسخره تم عوض کن, دهنم سرویس شد تا حفظ ش کردم!!!

1 - طبق بیانات جناب رئیس جمهور منتخب!! 3 وزیر از جمع وزرای انتخابی برای کابینه دولت دهم از جمع نسوان می باشند و نظر به معرفی خانم فاطمه آجرلو برای وزارت رفاه و خانم مرضیه وحید دستجردی برای وزارت بهداشت , یکی دیگه! باقی می ماند که هنوز اعلام نشده و بنده قصد پیش گویی آن شخص! را دارم!
عرض کنم که بنده بین دو نفر شک دارم: برای وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری, سرکار خانم زهرا رهنورد یا سرکار خانم ننه جون مهدی! برای وزارت بازرگانی!

2 - لیورپول که با باخت شروع کرد, انگار امسال هم سال قرمز های آنفیلد نیست!

3 - ما که نتونستیم تو PS2 , واسه رئال ترکیب بچینیم. خدا به پلگرینی کمک کنه!

4 - شهر تبریزاست وجان قربان جانان می کند     سرمه چشم از غبار کفش مهمان می کند

 

ببینید :   گفتگو با سایه - کارگردان خسرو سینایی

بخوانید : Warning شایان امینی - آب انار موزیک

گوش کنید : آلبوم انتهای آخر - گروه گازولین

+تاریخ ساعت 0:0 نویسنده امیر مُطلبی |